شعر در مورد قضاوت ؛ مجموعه ای از بهترین اشعار در مورد قضاوت
شعر در مورد قضاوت
شعر در مورد قضاوت؛ مجموعه ای از بهترین اشعار در مورد قضاوت همگی در سایت فال و خواب. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.
قضاوتِ عجولانه
قضاوت نکن، بر این ظاهرِ من
بنگر به دل، به این باطنِ من
زود است که بر من، حکم دهی
این ظاهرِ من، یک جلدِ کهنه است، نه چیزِ دیگر
در پسِ این چهره، یک داستان است
یک رازِ پنهان، که در دلِ جان است
پس زود قضاوت نکن، ای یارِ خوب
شاید در دل، یک رازِ پنهان است
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
چشمِ قضاوتگر
چشمی که به قضاوت مینشیند
جز ظاهر و جز بدی را نمیبیند
او در پسِ هرچه، یک عیب میجوید
هرچه خوبیست، از او میپوید
ای انسان، چشمِ خود را به دل باز کن
از قضاوتهایِ بد، خود را خلاص کن
بنگر به دلها، نه به چهرهها
تا که ببینی، پر از نور و پر از مهر و پر از صفاست
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوتِ خدا
قضاوتِ ما، بر اساسِ ظاهر است
اما قضاوتِ خدا، بر باطن و بر اسرار است
او دلها را میبیند و میداند
چه در دلِ ماست و چه در آن میماند
پس واگذار کن، قضاوت را به او
که او عادل است و دانا و نیکو
هرکه قضاوت کرد، خدا او را قضاوت کرد
این رازیست که او به ما داد و برد
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوت و کینهها
قضاوتِ زود، کینهها میآفریند
دلها را میشکند و غمها را میآفریند
از یک نگاهِ بد، یک حسِ بد میآید
و از آن، یک کینهی سخت، میآید
پس قضاوت نکن، که کینه نسازی
تا که در دلها، یک دیوار نسازی
بگذار که دلها، صاف و پاک بمانند
تا که مهر و محبت، بر دلها ببارند
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوت، شمشیرِ تیز
قضاوت، یک شمشیرِ تیز و برّان است
که بر دلِ بیگناه، بران است
یک حرفِ تو، میتواند یک دل را بشکند
یک نگاهِ تو، میتواند یک عشق را بشکند
ای انسان، حرفهایت را در دل نگهدار
شمشیرِ قضاوت را، بر دلِ کسی نگذار
که هر حرفِ تو، یک زخمِ عمیق است
و هر قضاوت، یک دردِ بیرفیق است
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوتِ ناعادلانه
قضاوتِ ناعادلانه، یک ظلمِ بزرگ است
یک جفاست که بر دلِ یک مرد و یک زن است
وقتی که با چشمِ بسته، حکم میدهی
بر دلِ کسی، یک زخمِ کهنه میدهی
ای انسان، با چشمِ دل، قضاوت کن
با عدالت و با دلِ خود، قضاوت کن
که قضاوتِ ناعادلانه، یک گناه است
و از این گناه، خدا، بیپناه است
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوتِ باطن
قضاوتِ باطن، کارِ هر کسی نیست
کارِ دلهایِ پاک و بیدین است
دلها را باید دید، نه ظاهرِ را
تا که بفهمی، رازِ دلها و نهانِ را
پس قضاوت نکن، بر اساسِ گفتار
بلکه قضاوت کن، با دل و با کار
که ذاتِ انسان، در کارِ او پیداست
نه در حرفِ او، که یک حرف، یک رویاست
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوت، بیماریِ روح
قضاوت، یک بیماریِ روحِ ماست
یک دردِ پنهان که در جانِ ماست
هرچه قضاوت کنیم، بیشتر بیمار میشویم
از این بیماری، بیقرار میشویم
پس روحِ خود را از قضاوتها دور کن
از این بیماری، دلِ خود را دور کن
بگذار که دلِ ما، پر از مهر باشد
نه پر از قضاوت و نه پر از قهر باشد
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوتِ بیجا
قضاوتِ بیجا، یک دردِ بیپایان است
یک زخمی که بر دلِ ما، تا پایان است
هرکه قضاوت کرد، خود را قضاوت کرد
و هرچه کرد، برایِ خودش کرد
قضاوت، یک بومرنگ است، که برمیگردد
بر دلِ تو، با یک زخمِ سخت، میگردد
پس قضاوت نکن، که به خود برنگردد
تا که دلِ تو، با یک درد، نگردد
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوتِ دیروز و امروز
دیروز قضاوت کردی و امروز پشیمانی
از اینکه زود حکم دادی و از این ویرانی
گفتی که او بد است و خوب نیست
در حالی که او، دلِ پاک و بیپرده است
قضاوتِ دیروز، یک درسِ امروز است
که هرگز قضاوت نکن، تا که از این روز
درس بگیری و با دلِ خود باشی
و با قضاوتهایِ خوب، یک خوب باشی
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوت و عدالت
قضاوت و عدالت، دو رویِ یک سکهاند
یکی به سویِ خوبی، یکی به سویِ بدی
اما عدالت، با قضاوتِ خوب همراه است
با دلِ پاک و با نور و با ماه است
پس قضاوت کن، اما با دلِ خوب
تا که قضاوتِ تو، یک راهِ خوب
برایِ عدالت و برایِ مهر باشد
نه برایِ بدی و نه برایِ قهر باشد
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√
قضاوتِ خود
پیش از آنکه قضاوت کنی بر دیگری
یک نگاهی به خود کن، ای بهترین
آیا خود، خوب هستی و بیعیب
تا که بر دیگری، حکم بدهی، بیبیم
قضاوتِ خود، سختتر از هرچه است
این قضاوت، یک راهِ پاک و راست است
پس قضاوت کن، اما قضاوتِ خود
تا که دلِ تو، از هرچه بدی، دور
√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√√

